ژان شاردن ( مترجم : اقبال يغمايى )
491
سفرنامه شاردن ( فارسى )
نه تنها در اختفاى وى كوشيدند ، بل كه با دادن پيشكشها و رشوههاى لايق به بزرگان و صاحبان مقام و افراد برجستهء حكومت ، مساعدت ايشان را نسبت به بطريق فرارى جلب كردند ، و وقتى آنان و عامهء مردم از ستمى كه بر او رفته بود آگاه شدند اجازه دادند با خيال راحت و آزادى كامل براى دادخواهى به اصفهان سفر كند . روز ششم رستم بيگ وزير جنگ كسى را نزد من فرستاد و مرا از ورود خويش به تبريز آگاه كرد . حاكم ورود مرا به او خبر داده بود . همان روز به ملاقاتش رفتم و از ديدارش شادمان گشتم . من در نخستين سفرم به ايران با او آشنا و دوست شده بودم . رستم بيگ بزرگ مردى هوشمند ، خيرانديش ، استوار كار و مردانهرو ، و دليرترين مردان دربار بود . وى برادر حاكم قندهار بود . همان حاكمى كه متهم بود با دزدانى كه كاروان هند را غارت كرده بودند شريك و همدست بوده است . چون شخصيّتى با اراده ، شجاع ، روشننظر و خوشسيما ، و گشادهرو بود ، شاه وى را بسيار گرامى مىداشت . قريب يك سال پيش شاه او را مأمور بازرسى تسليحات و تجهيزات نيروى مسلّح آذربايجان كرده ، و هنوز در اين استان به سر مىبرد ، و چنان كه اطلاع يافتهام اكنون مأموريتش پايان يافته و سى و پنج هزار اكو به دست آورده است . من از ديدار و مجالست و مصاحبت وى لذّت بسيار بردم . او نقشههايى را كه طىّ مدّت اقامت خود در اين سرزمين از اين استان رسم كرده بود نشانم داد و اجازه فرمود از روى آن نقشهاى براى خودم بكشم . همچنين نقشهء جهاننمايى را كه در اروپا چاپ شده بود نشانم داد ، و يكايك اشتباهاتى را كه در آن راه يافته بود به من نمود . شام را با او صرف كردم ، و تا وقتى شب به نيمه نرسيد اجازهء مرخصى به من نداد . روز هفتم رستم بيگ به خانهء من آمد ، و با تشريففرمايى خود مرا قرين شادى و مباهات فرمود و همهء ساعات بعد از ظهر را با هم صحبت كرديم و شب با هم شام خورديم . روز هشتم و سه روز بعد آن اجناسى را كه طهماسب بيگ و ميرزا طاهر مايل به خريدن آنها نبودند از ايشان پس گرفتم ، و آنچه را پسنديده بودند تحويلشان دادم . بهاى آنچه خريده بودند از هزار اكو بيشتر نبود . از معاملهگرى با ايشان هيچ سودى نصيبم نشد . گرچه سخت به زحمت افتادم اما همين كه معامله قطعى شد بهاى اجناسى را كه خريده بودند پرداختند . طهماسب بيگ وعده داد چون در معامله به من سود نرسانده از مساعدتها و حمايتهاى پدرش كه در دربار اصفهان نفوذ